Shanbe-otagh

*دنگ شو - اتاق گوشواره


عبارتی که از دو کلمه ی  دنگ  و  شو  تشکیل می شود
و از نظر دستور زبان فارسی یک جمله ی امری است
شو  فعل امر از مصدر شدن است
و دستور می دهد که از حالی‌ به حال دیگر
و از گونه‌ای به گونه ی دیگر، تغییر کنی
دستور به تغییر یا تکمیل گونه ی باشندگی
تحول در شکل بودن

با استفاده از دستور شو  
می‌توان هر بودنی را دگرگون ساخت 

...آهای گره باز شو
...آهای دشمن دوست شو
...آهای سوار پیاده شو
...آهای شب صبح شو
...آهای سبز قرمز شو
...آهای گریه خنده شو
...آهای سنگ عاشق شو
...آهای ماهی‌ دلتنگ شو
...آهای مرده زنده شو
...آهای روح مست شو

...آهای تو! دنگ شو 

دنگ شو می‌خواهد که هرچه هستی‌ را رها کنی‌ و دنگ بشوی

اما
دنگ  را شاید نتوان به سادگی‌ معنی‌ کرد

دنگ را باید بشوی تا بفهمی 

 باید بودش و شدش

دنگ گاهی مست است گاه دیوانه

گاهی رند است گاه پاک باخته 

گاهی بالاست گاه خسته 

...گاهی‌ خاموش است گاه صدا 

گاهی‌ عاشق است گاه، بیمار 

گاهی‌ بوسه است گاهی‌ آغوش 

گاهی‌ آرام است گاه آتش
!


همان خوشحالی‌ که می گرید

...همان عاشقی که می رود 

همان مرده‌ای است که زنده می‌کند 

همان آرامی است که پاره می‌کند 

!همان آبی‌ که به آتش می‌کشد 

دنگ همان آوازی است که زن می‌خواند،
به یاد شب‌های داغ عاشقی
مرد می شنود و عاشق می شود
کودک می شنود و به خواب می رود
...

!دنگ شو  در دستور زبان فارسی، یک جمله ی امری است که "معنی‌ کردن" اش، کار بیهوده‌ای است
.هیچ است
 

Return

Join our mailing list for the latest news